کسوت سکوت

وبلاگ شخصى على جعفرى افشار|ارهان

کسوت سکوت

وبلاگ شخصى على جعفرى افشار|ارهان

کسوت سکوت

سر برگ هارو بخونید !
توصیه اکید دارم که در فضاى این وبلاگ ماسک نزنید !
و اینکه چون بر اساس اتفاق هایى که برام میوفته آپ میکنم، پست هایى که میزارم اکثرا با هم در ارتباط هستن ! پس اگه ابهامى بود به پست هاى قبلى مراجعه کنید !

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب
  • ۹۳/۰۱/۰۴
    حد
  • ۹۳/۰۶/۲۷
    ٢٧
محبوب ترین مطالب
  • ۹۳/۰۱/۰۴
    حد
مطالب پربحث‌تر
  • ۹۳/۰۱/۰۴
    حد
  • ۹۳/۰۶/۲۷
    ٢٧
آخرین نظرات
  • ۲۶ فروردين ۹۶، ۱۵:۵۰ - علی صالحی
    awesome
نویسندگان

بنگ بنگ

شنبه, ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۱:۴۰ ب.ظ

در پشت بام باز میشود ! دست بسته روی زمین میکشانمت تا لبه پشت بام ! مجبورت میکنم روی لبه پشت بام بنشینی ، روی لبه پشت بام می ایستم !

- آدم ها از این بالا چقدر کوچکند نه ؟ ] خطاب به مردم [ کمی توجه لطفن ، نمایش داریم !

« بنگ » « بنگ »

تیر اول و دوم ران پای راست ! ] صدای نعره ای کل خیابان های اطراف را ساکت میکند [

- آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ

پوز خندی میزنم با خشاب کلت توی دستم سرم را نوازش میکنم ! صورتت را با دست بلند میکنم ، چشم در چشم :

- تو برنده همه ی بازی هایمان بودی ها ؟

« بنگ »

« بنگ »

دو تیر دیگر شلیک شد ! صدای جیغ مردم و نعره ای دوباره !

- چقدر زمان گذشت ، که مال من باشی ؟ لبخندی دیگر از من ، حتمن یادت هست کی این بازی شروع شد هان ؟

« بنگ »

« بنگ »

دو تیر دیگر شلیک شد ! صدای جیغ مردم و نعره ای دوباره !

- مرور کن همه ی خاطرات بازی کردن هایت را ، مرور کن ! که من زمین خوردم مرور کن !!! صدای مضحک شکستنم را چرا نمیخندی ؟ تو ک عادت داشتی ؟

مردم هراسان نگاهمان میکنند ، چند نفری سعی دارند آرامم کنند من ک صدایشان را نمیشنوم ،

] صدای قهقهه [

از لبه ی پشت بام افتادی ، دختری چشم هایش را با دست پوشاند ! فریاد زدم :

-چرا خداحافظی نکردی ؟ چرا دروغ هایت تمام شد ؟ باید نگاهم میکردی، چشم در چشم ! باید می شنیدم ک همه چیز درست خواهد شد !!! چراااااااااااااا ؟

« بنگ »

« بنگ »

دو تیر به جسم بی جان روی زمین افتاده ای شلیک شد ! دختری دست هایش را روی گوشش گذاشته جیغ میکشد !

من نشستم ، سیگار از جیب در آمد ، آتش گرفت !

پا هایم را تکان میدهم و گریه میکنم !

باید خداحافظی میکردی !

 

 

 

 

 

 

 

  • ارهان

نظرات  (۶)

that awful sound bang bang!
پاسخ:
عای یوز تو شات یو دَون !
عالی لعنتی عالی!
پاسخ:
یا امام !
  • سهند پویابهار
  • بعد از حداقل 20 بار خوندن،تنها حرفی که می تونم بزنم اینه:
    مرسی!!!! واقعا ازت ممنونم!!!
    پاسخ:
    بیخیال عاغا ! قابل شما رو نداره !
  • کفتر (نسیم)
  • لام دوست قدیمی خوبی؟ بسیار خوشحال شدم ازت شنیدم...یه بار نوشتم پاک شد !
    نمی دونم تو لینکام بودی یا نه ولی همه رو پاک کرده بودم چون بی وفا بودن
    یه تکه از داستانت خوندم به نظر قشنگ میاد ولی چشام تاره .الان دارم میرم پیش بینایی سنج اتفاقا".می خوانمت!

    پاسخ:
    خدا بد نده رفیق !
    ایشالا ک خوب میشی زود !
    منتظرم !
    سلام داداچ خوبی؟ بد نبینی...آثار درسه دیگه...چش آدم در میاد
    داستانتم قشنگ بود
     راستی من کمپوت آناناس اینا حال نمی کنم فقط خرما اونم پیارم چایی هم باشه لطفا :)))
    پاسخ:
    چشم جناب ! شما امر بفرمایین !

    راستی این داستان بود یا لیریک آهنگی که گذاشتی؟ گوشش ندادم از ریتمش خوشم نیومد پوچ بود خیلی
    پاسخ:
    عاغااااااااااااااا !
    حالا من هیچی ! اون سهند رو میبینی دوتا کامنت قبل ! اون بفهمه همچین چیزی به آهنگه گفتی واویلاس :دی !

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی